|
نقد را به هنر کیمیا کنیم
چکیده خواننده پس از مطالعه این مقاله با موارد ذیل آشنا می شود.
- دیدگاه رایج درباره موضوع نقد
- مفهوم کاربردی و ایده ساز نقد موفقیت آفرین
- الگوی ذهنی صحیح درباره انتقاد
- نقش دید منتقدانه در شکستن عادتهایی که مانع پیشرفت اند.
- دیدگاه کیمیا درباره موضوع نقد و انتقاد و برنامه کیمیا درباره کارکرد نقد در سیستم
نقد چیست؟ منتقد کیست؟
اسم نقد که میآید، همه چیز در نظر ما سیاه و سفید میشود. نقد سفید همان پرده کشیدن به روی اشتباهات است، به بیراهه زدن و به سبک نقد، پوشاندن مسئلهها. درست مثل نشان دادن نمای زیبای خانه ایست که از درون ویران است. و سیاه، آن قسمت از نقد است که مثل تریلی از روی زحمات و ایدههای ما میگذرد. اما.... دست نگهدارید! به این تریلی بگویید دور بزند، ما میخواهیم کارشناسانه بنیان این ایده، طرح و فکر را بررسی کنیم. نمیخواهیم درستهایمان هم با اشتباهاتمان ویران شود. این ها را به تریلی نقد سیاه بگویید! اینجاست که باید مواظب لبههای تیز نقد بود. نقد شمشیر دو لبه ای است که می تواند باعث ارتقاء و افزایش بهرهوری و رشد (معامله برد-برد) باشد، و یا با تولید جو منفی باعث دلسردی و در نهایت شکست از نوع باخت-باخت شود. ما برای تبدیل کردن نقد به یک ابزار موفقیت آفرین، باید به شناخت درستی از نقد و منتقد برسیم. مفهوم کاربردی و ایده ساز نقد چیست؟ چه کسانی به درستی به الگوی صحیح نقد رسیده اند؟ شما میدانید؟
منتقدها به بهشت می روند الگوی ذهنی مناسب برای یک کار موفق، به نقد به مثابه یک مشاور نگاه میکند.

اما فرق بین مشاور و منتقد در چیست؟ منتقد را شخصی تعریف میکنند که دربارهی دیگران قضاوت یا پیشگویی میکند. و مشاوران به نحوهی بهبود کارها نظر دارند. وجود یک منتقد موشکافی، تحلیل و تشخیص خطاها را به دنبال دارد و مشاور اشکالات و نکات را بررسی کرده و بهترین راه حل ها را ارائه میدهد. برای مثال یک منتقد میتواند نقطههای قوت و ضعف یک سیستم را ببیند و با دید نقادانه آن را بیان کند. در حالیکه مشاور "اکنون" را نمیبیند. باید بررسی کند که دوام و اعتبار این قوت به چه طریق و تا چه زمانیست. حالا مشاور از نقدهای منتقد به منبع الهامی برای ارائهی برنامه به برنامه ریز را یافته است. وقتی همه چیز در جای خود باشد، و همه بدانند برای چه پست ها و وظایف، نظرات و ایدهها وجود دارند، میتوانند با یک دید کل نگر بهترین عملکرد را داشته باشند.
الگویی برای برتر اندیشان
داشتن روحیهی رقابت و بی اعتنایی به انتقادهای بیجا (ناصحیح)، احترام زیاد به نظرات و عقاید و داشتن انرژی فوق العاده زیاد برای حمایت از طرح، نحوهی برخورد درست و مثبت با نقد است. و بی اعتنایی به نقدها و یا جبهه گرفتن در برابر آنها نیز از ویروسهای نابودگر ذهن برتر اندیش است. به نقدها، به منتقدها، به افرادی که با سوالها و ابهاماتشان، که منبع بزرگی برای الهام هستند، باید احترام گذاشت و این احترام باید جزو الگوهای ذهنی ما قرار بگیرد. کسی که میخواهد جادهی موفقیت را بدون دور زدن طی کند، باید برای ذهنش یک الگوی درست و هنجار پیدا کند. این گونه مشکلات، ایرادها و همچنین انتقادها راه خودشان را برای پیدا کردن راه حل می دانند. در یک ذهن آشفته، هیچ چیز سر جایش نیست. در این ذهن آشفته نمی دانیم از برابر چه نقدی باید بگذریم و بی اعتنا باشیم و چه نقدی را الهام گر بدانیم و راه حل مشکلات ناپیدایمان را پیدا کنیم.
زنجیری که پای فکر را میبندد وارن بافت، یکی از ثروتمند ترین آدمهای روی کرهی زمین است. او میگوید: "زنجیرهی عادات، بسیار سبکتر از آن است که احساس شود، مگر اینکه آنقدر سنگین شده باشند، که آدمی احساس کند باید شکسته شوند." عادت به عملی گفته میشود که ما ناخودآگاه مان به تکرار آن علاقه مند است. این تکرار زمان و مکان و شرایط را نمی سنجد. برای همین نمیداند کجا میتواند مفید و کجا مخرب باشد. اما از کجا این زنجیر سبک و نامرئی عادات را بفهمیم؟ چه کسی میتواند این غل و زنجیر را از ذهن ما باز کند؟ چگونه میتوانیم در برابر تغییر مقاومت نکنیم و بگذاریم فکر ما آزادانه عمل کند. هرچند که باز کردن این غل و زنجیر میتواند کمی ذهن مان را خراش دهد. هرگز بر اساس عقاید دیگران پیش نروید! هرگز پاسخ غیر ممکن را برای یک جواب نپذیرید!

زمانی که همگان تنها شکست را میبینند شما توانایی دیدن موفقیت را داشته باشید! شکستن عادتها در این جملات دیده میشوند. شکستن زنجیرهایی که ریسک پذیر و ماجراجویانه به نظر میرسد. یک دید منتقدانه و یک دید نقد پذیرانه میتواند شکستن عادت ها را از موجب مرض شدن ، به موفقیت محض برساند. می توانید امتحان کنید!
کیمیا پذیرای نقدهای شماست نقد در نظر کیمیا نوعی مشارکت است؛ مشارکت در پیدا کردن معایب و کاستیها و چون این مکانیزم بر اساس تولید مداوم است، وابستگی شدیدی به چرخه موفقیت دارد. مهمترین اصل در چرخه موفقیت، کسب اطلاعاتی ست که از زاویه دیدهای متفاوت به دست میآید. کیمیا بر این باور است که هر مجموعه ای که پذیرای منتقدان باشد، در واقع تعداد شرکای خودش را زیاد میکند و این به معنای افزایش ایمنی در عمل است. اما کیمیا دیگران را نقد نمیکند. کیمیا دیگران را تحلیل میکند. تحلیل میکند که چرا اکثر تعاونیهای مسکن زیانده هستند؟ یا چرا این زیان در اقتصاد ایران به خوبی دیده نمیشود؟ نمیتوان گفت که مجموعهی کیمیا از جادهی نقد گذشته است؛ بلکه طراحان، اعضا و کارمندان این مجموعه در مسیری حرکت میکنند که نقد، سنگ فرش آن است. در جلساتی که به طور مداوم برای اعضا و کارمندان گذاشته میشود، تاکید بر این اصل است که برای پذیرش و ماندن در این مجموعه باید دیدی دقیق و فهیم داشت که این دو از خصوصیتهای مهم طرز فکر نقادانه است. کیمیا در عمل با ارائه روش بازرسی و شعار 500 عضو، 500 بازرس، مکانیزم نقد و نظرخواهی خود را عملیاتی کرده است. این روش نقد را به تمام افرادی که تا به حال با کیمیا آشنا شدهاند، اختصاص میدهد. نقدی که در مفهوم به بررسی ضمیمه شده است و یکی از معیارهایی که روش بازرسی مجموعه از روی نقدها و بررسیها باید به آن برسند این است که چقدر کیمیا در شناساندن درست خودش به افراد موفق بوده است.

|